خانه تکونی...
ببین راستشو بخوای 1 ماهی میشه که هی دلم واسه وبلاگ نویسی پر می کشه اما دستم به نوشتن نمی ره.
نمی دونم. همش سعی داشتم تو واسه یه موضوع عالی آپ کنم اما بعضی مواقع همه چیز اون طور که می خوای پیش نمی ره دیگه!!!
اون روزی که 2 ساعت تو بارون قدم می زدم موقعیت خوبی برای وبلاگ نویسی بود اما راستش سرمایی که خوردم اجازه نوشتنو به من نداد.
به هر حال امیدوارم ببخشی.
تو زندگی آدما همیشه یه روزایی وجود دارن که میشه از اونها بعنوان بهترین روزها نام برد. وقتی بعد از یک ماه انزوا و دوری دوباره توی جمع حاضر میشی و خودتو نشون میدی، واسه خیلی ها جالبه که بدونن تو این یک ماه چقدر تغییر کردی و چطوری دوباره می تونن ازت یه آدم کلیشه ای بسازن اما وقتی ببینن با این تغییرات، روی اسم خیلی از عیب هات خط کشیدی دیگه نمی خوان در زندگیت تغییر ایجاد کنن.
همینه دیگه... مطلبو گرفتی؟ داستان خونه تکونی ما ایرانیا خوبیش همینه. سال جدید، لباس جدید، هوای جدید، طبیعت جدید... انسان جدید.
بیا تو سال جدید دیگه خیلی از چیزها رو تکرار نکنیم. چه خوبه تو سال جدید با خوبی ها انس بگیریم و از بدی ها فاصله.....
بیا تو این سال به اونهایی که دوستشون داریم بیشتر محبت کنیم و با اونهایی که دوستشون نداریم بیشتر مدارا کنیم.
فقط اینو می دونم که آدما همیشه با دید تیز بین خودشون ما رو زیر نظر دارن پس وقت خودتو صرف زندگی واسه مردم نکن.
زندگی قصه اون پسر بچه ایه که دیروز تو مسیر باهاش برخوردم.
پسر بچه ای که صبح تا شب با گاری تو خیابون های اصفهان خودمون قدم میزنه تا شاید شب عیدی بتونه واسه داداش کوچیکش یه جفت کفش بگیره.
همون پسر بچه ای که وقتی بهش نگاه میکنی از روی شرم سرشو پایین می اندازه و سریع از جلوت رد می شه.
زندگی قصه مردمیه که بی توجه از کنارت رد می شن و براشون اهمیت نداره نظر تو در مورد اونها چیه پس چه خوبه که در مورد اونها قشنگ فکر کنیم.
پس : " من رو امتحان کن، نه با حرف من بلکه از روی عمل من"
پ.ن(1): خداییش خودم هم نفهمیدم چی نوشتم، آخه می خواستم هر چی تو این یک ماه از نظرم گذشت، در مطلبم گنجونده باشم.
پ.ن(2): امیدوارم ما از اون آدمهایی نباشیم که بی تفاوت از کنار این بچه های زحمتکش میگذریم...
پ.ن(3): یه نشریه چاپ کردیم که موجب شد بعد از 2 روز از سطح شهر جمع بشه، مشکلش هم این بود که حقیقت رو گفته بود و از حق مردم دفاع کرده بود.
پ.ن(4): امسال سال خانه تکونی دلمونه. یادت باشه منو فراموش نکنی... تو این خونه تکونی یه جایی هم واسه من دست و پا کن.
پ.ن(5): ممنون میشم که با نظرات منو راهنمایی می کنی، یه سالی از تاسیس وبلاگم میگذره، این دمه عیدی نظرتو بگو و برای رفع عیب های نوشته هام راه حل بده.
پ.ن(6): اگه با این چند تا مطلب با روحیاتم آشنا شدی، عیب هامو بم بگو تا رفعش کنم////
پ.ن(7): همین دیگه.............





