تبليغاتX
چک نویس های یک خبرنگار - گریه کردم

گریه کردم

تو زندگی بعضی آدما، لحظاتی وجود دارن که آدم بی خود و بی جهت و یا با هر بهانه ای شروع به گریه کردن می کنند. من گریه کردم، اصلا از این کارم خجالت نمی کشم، شاید کار بدی کرده باشم اما آروم شدم. همین

گریه

پ.ن(1): بعضی مواقع، انسان اینقدر به گریه احتیاج داره که یک مسئله کوچیک داغونش می کنه و موجب میشه که 1 ساعت تمام گریه کنه و چشماش به اندازه دو تا توپ تنیس باد کنه.

پ.ن(2): نمی دونم وضعم چطوره اما هنوز داغونم به خدا. ببخش منو اگه تو چند روز گذشته چیزای غیر عادی از من دیدی.

پ.ن(3): به نظرت می تونم دوباره به وضع عادی برگردم؟ تو همه چیز به هم ریختم. از نظر کاری مشکلی ندارم اما با این وضع روحی......

پ.ن(4): این جمله رو فقط بخواطر کسی می نویسم تا فکر نکنه که به یادش نیستم، هرچند که وضعم خوب نیس اما....

پ.ن(5): خودمونیما، گریه خیلی آدم رو سبک می کنه...

پ.ن(6): بازم می گم، ای کاش دریا رو می دیدم

چرا نظرتو بام در میون نمی ذاری؟ یه نظر هم میتونه به من کمک کنه.

!! نوشته شده توسط مسعود | 23:26 | دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 •