مطبوعات محلی، دستی که نمک ندارد
* نقش خبرنگاران اصفهانی در قهرمانی ذوب آهن در نیم فصل بسیار قابل توجه و مهم بود بطوریکه اگر حمایت خبرنگاران اصفهانی از تیم ذوب آهن نبود این قهرمانی حاصل نمی شد....
* خبرنگاران اصفهانی در حساس ترین شرایط از من حمایت کردند و باعث آرامش روحی من شدند، از انعکاس اخبار سپاهان در مطبوعات اصفهانی راضی بوده و تلاش های این خبرنگاران را جبران می کنم...
این سخنان، گفته های دو سرمربی اصفهانی بود که بار ها در جمع های مختلف خبرنگاران اصفهانی بیان می کردند و در آن اثنا با بیان اینکه حمایت خود را از آنان دریغ نمی کنیم ممنون دار تلاش ها و حمایت های اهالی قلم بودند.
با کمی درنگ در این سخنان به وضوح این نکته برداشت می شود که هر دو سرمربی اصفهانی با ادبیات خاص خود از نحوه انعکاس و پوشش های خبری مطبوعات اصفهانی ابراز رضایت کرده و بر عدم رضایت از مطبوعات ورزشی تهران و نداشتن اعتماد به مطالب آنها سخن به زبان می آوردند.
آنها خود بر این نکته واقف بودند که در شرایط حساسی که دوتیم ذوب آهن و سپاهان قرار داشتند و مطبوعات ورزشی کشور با افکار غلط و برخورد های مختلف، سعی در تخریب آنها داشتند، نشریات اصفهانی با صداقت و حسن ظن به این دو باشگاه، در مقابل هجمه ی ورزشی نویسان سکوت نکردند و دست از حمایت از آنها بر نداشتند.
در شرایطی که بیژن ذوالفقار نسب هدایت تیم بحران زده ذوب آهن را بر عهده گرفت مطبوعات تهرانی که تازه از رفتن زوران نفس راحتی کشیده بودند براساس شناخت قبلی آینده تیم ذوب آهن را با این سرمربی پیش بینی کردند و هر دم اشتباهات باشگاه را مبنی بر انتخاب زوران یادآور می شدند که اگر به جای وی از همان ابتدا از مربی داخلی استفاده می شد چنان می شد و چنین....اما گویا کسی ندید که ذوالفقار نسب در آن شرایط آمده بود که این تیم را از بحران نجات دهد و قلمهای تهرانی جز اندک خبرنگارانی به این موضوع اشاره ای نکرد!!!
گویا موفقیت های ذوب آهن با این مربی برای آن باور پذیر نبود و این تیم با تفکرات سرمربی جدیدش را ناشناخته می دانستند و وقتی را برای بیان و انعکاس اخبار این باشگاه صرف نمی کردند.البته اگر حاشیه بود با انواع و اقسام روش ها به آن دامن می زدند تا جو حاکم بر باشگاه و تیم را بحران زده نشان دهند....
هنوز حواشی بوجود آمده در بازی تیم های سپاهان و پرسپولیس در فولادشهر از یادمان نرفته است که چطور این تیم با محرومیت از بازی های خانگی و کسر امتیاز مواجه شد و در آن زمان قلم حمایت خبرنگاران تهرانی گویی خشک شده بود و هیچ یک دست را به نشانه خطا به سمت این قلم نبرد و تنها اخبار سپاهان ستیزی در مجامع ورزشی مطرح بود که همزمان هدف دیگری را به همراه داشت و آن هم خدشه دار کردن وجه بین المللی این تیم در جام باشگاههای آسیا بود و در این راه از انعکاس هیچ خبری با این محتوا کوتاهی نمی کردند!!؟
مطبوعات ورزشی کشور در آن موقعیت زمانی همه مترصد فرصتی بودند تا با دو باشگاه اصفهانی به ستیز پرداخته و اجازه پیشروی و کسب عناوین مختلف را به آنها ندهند.
دوتیم اصفهانی در شرایط بحران تنها به حمایت های مطبوعات اصفهان امید داشتند که الحق هم مطبوعات محلی برای آنانی در کوران مسابقات جام باشگاههای آسیا ،لیگ برتر و جام حذفی سنگ تمام گذاشتند و تیم سپاهان نیز این حمایت ها را بی پاسخ نگذاشت و با درخشش خود در لیگ قهرمانان آسیا و کسب جواز حضور در جام باشگاههای جهان و بازی های زیبای خود در لیگ برتر قدران این حمایت ها شد.
و اما....
اما امروز چیزی که به وضوح دیده می شود و بیش از هر چیز دل اهالی ورزش استان را به درد می اورد عدم ارتباط مناسب دو باشگاه مطرح سپاهان و ذوب آهن با مطبوعات محلی است.
گویا با شروع فصل جدید و رویارویی این دو باشگاه با حوادث جدید و موج حمایت مطبوعات سراسری، مسئولان این دو باشگاه دست و پای خود را گم کرده و فرصت جبران حمایت های مطبوعات اصفهان را به زمان دیگری موکول کرده اند شاید می پندارند که خبرنگاران محلی این کم کاری ها را نادیده گرفته و همچنان به حمایت های بی شائبه خود اضافه می کنند ...د رحالی که آنان نیز با ادامه روند این برخوردها باید این انتظار را داشته باشند که دیگر در شرایط حساس بر روی مطبوعات داخلی استان حسابی باز نکنند و امید داشته باشند که همان خبرنگاران پایتخت نشین از آنان حمایت کنند... فقط این نکته را مسئولان دو باشگاه در نظر داشته باشند که اینانی که امروز دوست خطاب می کنید همانانی هستند که از هیچ اقدامی برای تخریب شخصیت سپاهان در جوامع مختلف کوتاهی نمی کنند و اکنون به خاطر سفره ای که باشگاه برای آنان پهن نموده است دم از حمایت می زنند اگر این طعام ها از پیش چشم آنان برچیده شود آن روی آنان یا بهتر بگویم پشت نقاب آنان را نیز خواهید دید.کافی است با قرار گرفتن در جام باشگاههای آسیا نسبت به انتخاب و اعزام آنان همراه تیم کمی یا کاستی وجود داشته باشد تا آن روی آنان را از لحاظ حمایتی ببینید!!!
اگرچه چرخابی ساده دل همیشه آماده پاسخ به سوالات خبرنگاران اصفهانی است و بعضا با پاسخ های صریح خود برای باشگاه مشکلاتی می آفریند، اما دیگر مسئولین سپاهان توجهی به این خبرنگاران نداشته و به اصرار های مکرر آنها برای پاسخ به ابهامات موجود و حواشی بوجود آمده اهمیت نمی دهند.
در مقطع حساس زمانی که سپاهان حساس ترین و خطرناک ترین شرایط خود را پشت سر می گذارد و حواشی بوجود آمده در مورد برخورد بعضی بازیکنان و سرمربی این تیم یا زمزمه های ایجاد تغییراتی در باشگاه و یا ابهامات موجود در قرارداد حسین چرخابی، ابهاماتی را برای اهالی ورزش اصفهان ایجاد کرده است ، هیچ کس احساس خطر نمی کند، پاسخی به شایعات نمی دهد.
مسئولین باشگاه سپاهان در حالی روند عدم اطلاع رسانی را در پیش گرفته اند که شایعات پیرامون آنها به اوج رسیده و زمزمه های برخی تغییرات در این باشگاه به گوش می رسد و در صورت عدم اطلاع رسانی، باشگاه در آینده ضرر های بسیاری را متحمل میشود.
مسئولان باشگاه سپاهان توجهی به این نکته نمی کنند که در حال حاضر برخی سود جویان از جو بوجود آمده استفاده کرده و با ایجاد شایعات مختلف، قصد ستیز با سپاهان دارند.
گفته می شود پای بسیاری از دلالان در باشگاه سپاهان باز شده که سعی در انتقال بعضی مهره های اساسی تیم سپاهان و به هم ریختن ارنج کنونی تیم را دارند.
از سویی دیگر باشگاه ذوب آهن اصفهان که در بین اهالی خبر به باشگاه حامی خبرنگاران معروف بوده در روز های اخیر رویکرد خود را تغییر داده و با برخورد نا مناسب با خبرنگاران اصفهانی، آنها را از خود دلگیر کرده است.
در شرایطی که خبرنگاران اصفهانی سعی در جلوگیری از به حاشیه کشیده شدن باشگاه ذوب آهن دارند، مطبوعات ورزشی کشور با ایجاد شایعات مختلف، رابطه مسئولان ذوب آهن با خبرنگاران را تخریب کرده اند.
ابرهیم زاده در زمانی که عنوان دستیار لوکا بوناچیچ در یتم سپاهان را داشت با روی گشوده با خبرنگاران برخورد می کرد و همواره از ن
حوه انعکاس اخبار این باشگاه توسط خبرنگاران اصفهانی ابراز رضایت می کرد و حمایت آنان را درکسب موفقیت بیشتر ضروری می دانست.
اما گویا با حرفه ای شدن لیگ برتر و حمایت های بسیار باشگاه ذوب آهن از ابراهیم زاده، او نیز به سمت حرفه ای شدن گام برداشته و دیدگاه او تغییر کرده و از حرفه ای شدن، آن هم به غلط برخورد نامناسب با خبرنگاران اصفهانی را یاد گرفته است.
ابراهیم زاده که توانسته در لیگ برتر نتایج مناسبی بدست آورد، در روز های اخیر با اعتماد به نفس بالایی در جمع خبرنگاران حاضر می شود و به نظر می رسد تفاوتی بین خبرنگاران اصفهانی و خبرنگاران تهرانی قائل نمی شود.
چه خوب است که مسئولین ورزشی اصفهان که در همه موارد از برگزاری مسابقات ورزشی گرفته نا نحوه تقدیر از پیشکسوتان، از رفتار تهرانی ها تقلید کرده و اساس و الگوی کار خود را مطبوعات تهرانی قرار داده اند، در زمینه برخورد صحیح با مطبوعات نیز از آنها الگوبرداری کنند و از مطبوعات محلی حمایت کنند.
دو باشگاه ذوب آهن و سپاهان باید بدانند که حرفه ای شدن به معنی بیگانگی با مطبوعات نیست و نقش مطبوعات در بهبود وضعیت موجود نقش غیر قابل انکاری است.
مدیران این دو باشگاه باید به این نکته واقف باشند که برخورد نامناسب و عدم اطلاع رسانی صحیح آنها با خبرنگاران از ذهن آنان پاک نمی شود و حتی اگر باز هم قصد حمایت داشته باشند با بی خبری از وضعیت باشگاهها نمی توانند قلم فرسایی کنند و با ادامه یافتن این روند آسیب های جبران ناپذیری به ورزش حرفه ای اصفهان وارد می شود.
خبرنگاران اصفهانی از حضور در بازی محروم شدند....
حاشیه بازی ذوب آهن اصفهان و مس کرمان،
خبرنگاران اصفهانی از حضور در بازی محروم شدند....
بدلیل اختلافات مسئولین استادیوم شهید باهنر با مسئولین تربیت بدنی و مسئولین تیم مس کرمان و با بهانه معتبر نبودن کارت های خبرنگاران اصفهانی، این خبرنگاران از تماشای بازی محروم شد.
مسئولین حراست تربیت بدنی استان کرمان اجازه حضور عکاس و خبرنگار اصفهانی اعزامی از انجمن خبرنگاران و عکاسان ورزشی استان اصفهان را در بازی دو تیم ذوب آهن اصفهان و مس کرمان ندادند.
این مسئولین کارت های صادر شده از سوی هیئت فوتبال استان اصفهان را فاقد اعتبار دانسته و پس از تاخیر 1.5 ساعته تنها اجازه حضور عکاس و خبرنگار اصفهانی را در جایگاه تماشاچیان صادر کردند.
مسئولین حراست تربیت بدنی استان کرمان همچنین با حضور تعدادی از خبرنگاران و عکاسان مطبوعات و صدا و سیمای مرکز کرمان در این بازی مخالفت کرده و پس از تاخیر نیم ساعته، اجازه حضور آنها را صادر کردند.
مسئولین حراست تربیت بدنی استان کرمان عدم هماهنگی سرپرست تیم فوتبال ذوب آهن اصفهان را دلیل مشکلات بوجود آمده عنوان کردند اما مسئولین باشگاه ذوب آهن از این مسئله اظهار نا اطلاعی کردند.
*وضعیت گرمایشی رختکن و ساختمان استادیوم شهید باهنر شهر کرمان مناسب نبود بطوریکه باعث اعتراض سرپرست و مسئولان تیم ذوب آهن به ناظرین فدراسیون شد.
* بیش از 10 هزار تماشاچی کرمانی در این بازی حضور داشتند و از نزدیک شاهد این بازی بودند.
* نحوه قضاوت قاسم واحدی باعث اعتراضات گسترده سرمربی دو تیم شد و اعتراضات فراوان بازیکنان دو تیم را نیز بر انگیخت.
* تماشاچیان کرمانی در این بازی علیه عیسی اندوی دروازه بان تیم ذوب آهن بدلیل پرتاب توپ به خارج از زمین شعار دادند.
پ.ن(1): نمی دونم از کدوم نا هماهنگی این بازی براتون بگم اما راستشو میگم خیلی دلگیر شدم
پ.ن(2): تو مسیر رفتن به کرمان 10 بار ما را تفتیش کردن
پ.ن(3): اونجا هوا اصلا سرد نبود...
پ.ن(4): لینک اخبارم را ببینین... خبر بازی ابراهیم زاده، مظلومی،ذوب آهن
من از همه عکاسان کشور کوچکترم
به بهانه سالروز تولد هنرمندی از شهرگنبدهای فیروزهای:
استاد هاشمی پیشکسوت عکاسی:
من از همه عکاسان کشور کوچکترم
77 سال پیش در چنین روزی (۱۶ آذر ) کودکی در خانوادهای مذهبی در اردبیل به دنیا آمد که گذر زمان او را به هنر عکاسی مشغول کرد. وی از سن 18 سالگی با دنیای عظیم عکاسی آشنا شد و با دریافت هدیهای از سوی پدر خود که دوربین مدل 120 ساخت انگلیس بود، وارد عرصه هنری شد که به قول خودش تنها کاری است که میتواند او را کامروا سازد .

استاد هاشمی پیرمردی است جوان دل مهربان، محاسن سفید و هنرمند که بیش از 60 دهه از عمر شریف خود را در مسیری طی کرده است که در نتیجه نه تنها عزت و احترام بلکه بیش از 3 میلیون قطعه عکس با موضوعات مختلف بر جای مانده است. صبح یکی از روزهای پاییزی بود که به سراغش رفتم. منزلی کوچک ولی به وسعت تمام زیباییها، اتاقکی تاریکی ولی پر نور از هنر او که در جای جای آن عکسی به جای گذاشته است و بر هنر عظیم خود افتخار میکند، باورم نمیشد. ..
http://www.reporter118.blogfa.com/
ادامه مطلب
ذوب آهن قهرمان نیم فصل شد
جلالی: از موفقیت ذوب آهن خوشحالم
ابراهیم زاده: روند فوتبال ما باید تغییر کند
آی آدم ها!!!! به این حرف من گوش دهید....
آی آدمها که در ساحل نشسته شاد و خندانید!
آفتاب
برای من می تابد
باران
برای من است که می گرید
و نسیم
اگر برای آرامش من نمی وزید
حتما طوفان می شد
در فضایی که بذرها را
با باد برده اند
در هوایی که قلب ها
طپش سنگ ها را هم از یاد برده اند !
آنجا همه دارند اشک می ریزند ، توی سر و صورت خود می زنند ، هر روز کودکی را که در تاریکی و قحطی نور ، از گرسنگی و نبود دارو و محاصره ، جان داده است تشییع می کنند ، فریاد می کشند ، کمک می طلبند : یا للمسلمین ! نه حتی مسلمین ، بلکه :ای انسانها که راحت در خانه های خود نشسته اید ، با بچه های خود پارک می روید ، پیتزا و پپرونی می خورید ، فیلم می بینید ، کنسرت می روید ، می خندید ،
ما ماههاست که در اینجا برق را بر رویمان قطع کرده اند ، گذرگاه رفح را بسته اند ، هیچ دارویی نداریم ، هر روز چندین زن و کودک و پیر و جوانمان را از گرسنگی و بیماری و آوار خانه هایی که اسرائیلیها خرابترش کرده اند می میرند و شما ... نمی گوییم به ما برق و آب و غذا و دارو بفرستید ؛
نمی گوییم بیایید اینجا با صهیونیستهایی که الفبای انسانیت را هم نمی دانند بجنگید ؛ نمی گوییم بیماران و مجروحانمان را به بیمارستانهای کشورهای خودتان ببرید ، 
نه نه ! اصلا این انتظارها را از شما نداریم ! آنها را بگذارید به عهده خود ما و کودکان ما که هر چیز نداشته باشند ،
سنگ ها را که دارند و می توانند به خودروهای تمام مکانیزه اسرائیلی پرتاب کنند ،
ما از شما فقط یک انتظار داریم و بس . اگر هم می بینید این انتظار ما زیاد است ، باز هم بی خیالش شوید و به کارتان ادامه دهید .
انتظار ما خیلی ساده است : سکوت نکنید ! ما اینجا در غزه فکر نمی کنیم حداقل سخن گفتن و مصاحبه کردن درباره ما و مشکلات ما برای شما مشکلی ایجاد کند یا بودجه ای را از سرمایه های شما هدر دهد . کاری کنید که دنیا ما را ببیند .
نمی دانیم چرا هیچ کس کاری به کار ما ندارد و انگار نه انگار که ما هم هستیم و آن هم این گونه ! نمی شود بخشی از روزنامه ها و مجلات و نشریاتتان را غیر از فحش دادن به دولتتان و گلایه از گرانی موز و کیوی به ما هم اختصاص دهید و عکسی از وضعیت ما چاپ کنید ؟ 
نمی شود صدا و سیمایتان بجز چند خط خبری که درباره غزه می خواند دو سه گزارش هم درباره ما تهیه کند ؟
نمی شود سخنرانان و شخصیتهای سیاسی چپ و راست شما در کنار حمله کردن به همدیگر ، چند کلمه هم راجع به ما حرف بزنند ؛ فقط حرف !
ما راضی نیستیم وقت شریفشان را بگیریم تا نکند از انتقاد به اصولگرایان و اصلاح طلبان باز بمانند و کشور عزیزتان به بلا مبتلا شود .
نمی شود که وبلاگ نویسان شما ، در کنار شعرهای قشنگی که برای دوست پسر و دوست دخترشان می نویسند ، در کنار لینک آخرین موسیقی جذابی که فلان خواننده آمریکایی و اروپایی خوانده است ، در کنار مطالب بیشماری که درباره کردان و احمدی نژاد و خاتمی و کروبی و قالیباف و گلشیفته فراهانی و مایکل جکسون و ... می نویسند ، دو کلمه هم راجع به غزه و رفح و دخترکان غمدیده ما که سالهاست حتی یک لبخند کوچک هم بر روی لبانشان نیامده است بنویسند ؟ اگر این کارها هزینه ای هم برای شما دارد به خدا حاضریم این هزینه را هم بدهیم اما دنیا ما را ببیند ؛
فقط ببیند ؛ حتی هیچ کار دیگری نکند ؛ فقط ببیند تا د ر روزی که انسانها را به خاطر کارهای نکرده شان محاکمه می کنند ، ما هم حجتی برای اقامه دعوی داشته باشیم .
برادران و خواهران ! ما از کشورهای عربی و اسلامی دیگر انتظاری نداریم ؛ اما از مردم مسلمان ایران همین یک انتظار کوچک را داریم : لطفا ما را ببینید .
پ. ن(1): شعر بالا را سالها پیش در جریان جنگ بی رحمانه صربها در بوسنی و هرزه گوین و پس از جنایات تاریخی آنها در "گوراژده" و "سربرنیتسا" در ویژه نامه ای که در کیهان تهیه کردیم نوشتم . اصل این شعر را هر چه گشتم پیدا نکردم و فقط به اعتبار حافظه ام آن را در اینجا و به مناسبت بحران گسترده انسانی امروز در غزه آوردم . کار دیگری از دستم بر نیامد .
پ.ن(3): عزیزانی که این وبلاگ را لینک دادن به من اعلام کنند تا لینکشون کنم.





