خبرنگاران نگارگرانی هستند که عشق را می نگارند...
روز خودمون هم رسید،
خبرنگاران نگارگرانی هستند که عشق را می نگارند...

خبرنگاران ایثارگرانی هستند که روح می دمند و دل و درد را با هم می آمیزند تا مهر و صفا را تجلی دهند.
ن والقلم، و توتم، و این قسم زیبای الهی و این کاغذ سپیدی که از اندیشه ای ساری و جاری می شود تا هدایت کند و آگاهی ببخشد.
خبرنگار چه واژه آشنا و غریبی است، تضاد معنی داری که جز خود خبرنگار این تضاد مفهومی را نمی یابد و کسی یارای آشنایی با این تضاد را ندارد.
17 مرداد بهانه ای است که چند سطری را هم از خودمان غریبانه یاد آوریم و این بار خود را فراموش نکنیم.
نمی دانم چرا اخیرا اینقدر دیر آپدیت می کنم* ولی می دانم تاثیر سخن به زود آپدیت کردن ربطی ندارد و اینکه لب تاب شما فارسی را بسیار مشکل می زند یا اینکه هنوز نتوانسته ای با این ورد (word) جدید درست تایپ کنی نمی تواند از ارزش کار خبرنگاری بکاهد.**
*: چند روزیه که با چند تا موضوع می خواستم آپدیت کنم اما وقت نشده!!!
**: آخه جدیدا یه لب تاب خریدم و تایپ کردن با این کیبورد کمی برای من مشکل شده.
پ.ن(1): دیشب در مراسم روز خبرنگار در باغ مسکین اصفهان خیلی خوش گذشت چون جمع تموم خبرنگارای اصفهانی جمع بود، نکته جالب تو این جلسه این بود که همه مسئولین از رئیس ارشاد گرفته تا نمایندگان مجلس می اومدند و در مورد ما(خبرنگاران) به خودمون توضیح می دادند.
پ.ن(2): در جلسه دیشب اعلام شد که روزنامه نسل فردا کشوری می شه، من تو این روزنامه مطلب می نویسم ولی اصلا از طرز برخورد بعضی کارمندان روزنامه و بحث مالی اون راضی نیستم.
پ.ن(3): تو هفته آینده می تونید گزارش اول بنده را در شبکه اصفهان ببینید.
پ.ن(4): تو این هفته برای دو تا از عزیزان من مشکل پیش اومد، محمد دوست خوبم تصادف کرد و 17 تا بخیه خود، دایی جون (دایی مامانم) به رحمت خدا پیوست. خدا بیامرزدش/
پ.ن(5): این چه وضعشه؟؟؟!! هرچی خبرنگاره به عکاس میشناسن. بابا به خدا خبرنگار با عکاس خیلی فرق داره!!!





